تبلیغات
نوشته های یک نسل سومی

امروز:

سینمای ایران در سراب روشنفكری و روشنفكرنمایی...

» نوع مطلب : اجتماعی ،



فیلم را اگر همچون یک «اثر هنری» اعتبار کنیم و هنر را نیز با معیارهای روز بسنجیم، آنگاه به این نتیجه خواهیم رسید که «مخاطب فیلم لزوماً مردم نیستند و چه بسا که فیلم برای مخاطبی خاص ساخته شود». بسیاری از فیلمسازان، فیلم را از آغاز برای شرکت درجشنواره‌ها میسازند؛ آنها فقط به فرمول‌های روشنفکرانه و نظر منتقدین میاندیشند. کسانی هم هستند که فیلم را همچون یک تجارت پولساز شناخته‌اند؛ آنها در جست‌وجوی رگ خواب عوام‌الناس هستند و قبله‌شان مکعبی است به نام «گیشه». آیا میتوان فیلمی ساخت که نه به رگ خواب عوام‌الناس اصالت بدهد و نه به فرمول‌های روشنفکران و نظر منتقدین؟



بنده مخالف شركت در جشنواره های جهانی و دعوت از منتقدان بین المللی نیستم، اما مخالف آن هستم كه به ارزیابی جشنواره ها و داوری منتقدان بین المللی ایمان بیاوریم.

سینمای ایران باید در جهت دستیابی به یك هویت مستقل حركت كند و خود را در آینه صیقلی وجود مردم ببیند، نه در سراب روشنفكری و روشنفكرنمایی.


بخشی از مقاله شهید سید مرتضی آوینی


نوشته شده در : سه شنبه 27 دی 1390  توسط : نسل سومی .    نظرات() .

حکایت "دکتر" از تحمل تهمت ها به عشق گل روی آقا، پیر شدن خودش، تبر و بت بزرگ..

» نوع مطلب : سیاسی ،

1- الحمدلله توفیق داشتم که در معیت دوستان در دومین نشست صمیمانه حامیان گفتمان انقلاب اسلامی با رئیس جمهور شرکت داشته باشم.  با کلی دردسر و اجرای حرکات محیرالعقول، بالاخره توانستیم از دست بچه های بالا"بازرسی های بدنی" خلاص شده و به داخل مجلس قدیم راه پیدا کنیم! اول آقای امیدی مدیر کل سیاسی نهاد ریاست جمهوری صحبت مختصری کرد. هنگامی که مجری داشت خیرمقدم و از این حرفها می گفت، بنر نصب شده در پشت او را به شیوه عملیاتی کندند تا جا برای سخنرانی دکتر باز شود و حتی میکروفون دکتر را هم چند دقیقه قبل از سخنرانی کار گذاشتند

2- وقتی دکتر خواست برای سخنرانی به جایگاه برود، مردم شعار دادند: احمدی بت شکن بت بزرگو بشکن، چپ راست کارگزار علیه خدمتگذار که به شخصه خیلی حال کردم و البته با گذشت دو سال و نیم از انتخابات هنوز هم شدیدا معتقد به شعار دومی هستم

http://www.president.ir/media/main/98426.jpg

3-دکتر در ابتدا مثل همیشه، فرج صاحبمان را خاضعانه از خداوند درخواست کرد. اوایل سخنرانی دکتر به انقلاب اسلامی و شاخصه ها و ریشه هایش اختصاص داشت. از پی صحبت درباره ریشه های این انقلاب است که به بیداری انسان در عصر حاضر می رسیم. اشاره کرد به ناراحت شدن افراد از بکار بردن لفظ بیداری انسانی و اینکه همه این ناراحتی ها و تحلیلهای اشتباه از باب نشناختن انسان و وظایف اوست. گفت که انسان دو ماموریت اصلی دارد که اولی خدایی شدن است و باید خودش را بالا بکشد. ماموریت دوم این است که زندگی کامل را روی زمین برپا کند و جامعه اصلاح شده و عادلی را مهیا کند. این دومی از اولی مهمتر است. هدف از انقلاب اسلامی هم همین است. بازگشت به ماموریت اصلی پیامبران و امامان تا اینجایی که رسیده ایم

4-بعد نوبت به حوادث منطقه رسید. گفت که این حوادث را در دو قالب می توان نگاه کرد. 1- قالب حکومت خودشان 2- در قالب حکومت جهانی صاحبمان(روحی فداه). گفت که باید دقیق این حوادث شگرف را بررسی کنیم و ببینیم که به نفع انقلاب اسلامی است یا نه؟ گفت چرا با وجود برتری اسلام نسبت به همه ادیان، پیش نمی رویم؟ اول اینکه حقیقت اسلام را تا به حال معرفی جهانی نکرده ایم و دوم اینکه متاسفانه جوری تبلیغ می کنیم کانه همه دنیا باید بیایند زیر بلیت ما و اینجاست که تضاد پیش می آید چون ملتها می گویند که ما خودمان اعتبار کافی را داریم و دستک دنبکمان هم سر جایش است، چرا باید برویم زیر بلیت شما؟! بعد اشاره کرد به سخنان دو روز گذشته حضرت آقا در دیدار با مسئولان وزارت خارجه و گفت سخنان آقا خیلی حکیمانه بود ، بعد گفت باید به همه مردم جهان یک نقطه مشترک معرفی کنیم. امام زمان(روحی فداه) متعلق به همه ملتهاست و برای این معرفی ما چکار کرده ایم؟؟ دنیا نیازمند راه جدید است. الان وقت معرفی حکومت جهانی است و باید ایده های شکست خورده غرب و شرق را معرفی کنیم و سپس نظر متعالی خودمان را هم بگوئیم

5- وسط سخنرانی جمعیت شعار دادند احمدی بت شکن بت بزرگو بشکن، دکتر هم با حالت خاصی گفت: تبر را بیاورید تا بشکنم! بعد اشاره کرد ما کمر همه بت های عالم را خواهیم شکست، داریم کمر آمریکا و اسرائیل را می شکنیم. بعد گفت: که بزرگترین بت شکن تاریخ حضرت ابراهیم(ع) و پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) و همه ائمه و در راس آنها امام عصر(عج) هست که تمام بتهای عالم را خواهد شکست

6-بعد نوبت به دولت رسید و اینکه دولت متعلق به همه است. البته محرومین ترجیح دارند به خاطر عدالت. یک خاطره تعریف کرد از سال 84 و اینکه موقعی که شهردار بود از او دعوت کرده بودند برای همفکری برای انتخابات در یک جلسه ای(قبل از اینکه تصمیم بگیرد وارد انتخابات شود) گفت که آقایان نشسته بودند دور هم و نهایت به فکر همان زمان بودند. یکی می گفت فلانی را چپه کنیم و یک دیگر می گفت فلانی را بیاریم بالا و ... وقتی در جریان آن جلسه کمی تعمق کردم و دیدم وضعیت حال حاضر سیاسیون را، در پایان جلسه به آنها گفتم که این جلسات فایده ندارد و باید به ریشه ها برویم و همه این مسائل که اشاره دارید جزئیات است. گفت که همانجا در آن جلسه به انها گفتم که قطار انقلاب از ریل اصلی خودش خارج شده است و باید قطار را به ریل باز گردانیم. چاره هم فقط این است که به خط امام(ره) برگردیم. گفت که از آن روز عده ای با من دشمن شدند تا رسیده ایم به اینجا که می گویند که ما رمالیم!

7-
این جمله هم اوج سخنان دکتر بود:

گفت پیش آقا عرض کردم که اگر یک هزارم این تهمتها و توهینها به دولتهای قبلی شده بود، آیا مملکت را به هم نمی ریختند؟ ولی الان به خاطر گل روی شما تحمل می کنیم.

احساسات حضار بعد از این جمله خیلی دیدنی بود

8-
دکتر گفت : این فحشها و تهمتها که چیزی نیست، اگر صد برابر این را هم سر من بیاورند، حتی یک قدم از انقلابمان کوتاه نخواهم آمد

http://www.president.ir/media/main/98421.jpg

9- دکتر گفت این روزها خیلی بهم میگویند پیر شده ای، موهایت سفید شده، شکسته شده ای اما میگویم پیر شدنم فدای سر شما و فدای سر یک تار موی انقلاب!

10-تکبیر حضار و پایان مراسم و منی که امروز باز هم یکبار دیگر مطمئن شدم که این فرزند پاک و شجاع ملت، هنوز بر سر پیمان خویش با ما باقی مانده است. پس چه باک از مصائب و مشکلات...؟

11-بعد از اتمام سخنرانی به سمت دکتر دویدم دکتر که دید چند نفری داریم به سمتش میرویم به شوخی گفت: برید نماز جمعه، نماز جمعتون دیر میشه ما هم سلامی به دکتر کردیم، داشتم میرفتم پایین که خانمی نامه اش را داد و گفت بده به دکتر، دیدم سر دکتر شلوغ هست گفتم نامه را بدهم به آقای ثمره ، نامه را دادم و امروز دیدم در سایت ریاست جمهوری عکسم در حال دادن نامه به آقای ثمره هست، کاپشن چرم سیاه:


http://www.president.ir/media/main/98439.jpg


12- حسین نراقی هم با زرنگی از دکتر تسبیحش را به عنوان یادگاری گرفت!



نوشته شده در : شنبه 10 دی 1390  توسط : نسل سومی .    نظرات() .

وبلاگستان این روزها..

» نوع مطلب : گاه نوشت ،طنز ،

این روزها دو اتفاق خوب در فضای وبلاگستان افتاده که من رو بسیار خوشحال نمود:

1- دیروز خیلی اتفاقی با ادرسی برخوردم و بعد از باز کردن آن متوجه شدم  آقا امیر ناصری وبلاگ زده! کلی حال نمودم، امیر ناصری کجا وبلاگ زدن کجا! خب ظاهرا بالاخره از افسردگی ناشی از سرقت لپ تاپ بیرون اومد  و زد به صحرای وبلاگستان!

 بعضی ها در راه حق آبرو میدن بعضی ها جان، و بعضی ها هم لپ تاپ میدن، لپ تاپ دادن در راه حق هم سعادتی هست که نصیب هر کسی نمیشود اما نصیب امیر آقا شد 


2- دومین اتفاق خوبی که افتاد پس از ماه ها وبلاگ جدید آقا محمد نصرتی رو پیدا کردم، محمد نصرتی را اکثرا با "چهارنما" میشناختند که ماه ها پیش اوخ شد ، خوشحالی بیشتر من از این بود که با خوندن مطالب جدید ایشون متوجه شدم ایشان هنوز هم حامی دکتر احمدی نژاد هست و در مقابل بی انصافی های برخی، موضع میگیره..

فعلا همین.التماس دعا


نوشته شده در : شنبه 26 آذر 1390  توسط : نسل سومی .    نظرات() .

حیا و شرم!

» نوع مطلب : اجتماعی ،

میدانستید "حیا" با "شرم" فرق دارد؟

"شرم" با انگاره های غیر دینی هم موضوعیت دارد و فطری هست  اما "حیا" دینی هست

انسان بی دین میتونه "شرم" داشته باشه اما "حیا" نمیتونه داشته باشه چون یک موضوع دینی هست

امام علی (ع) میفرماید: ایمان ریشه اش یقین هست و شاخه اش تقوا و شکوفه اش "حیا"

حیا در مرد میشود "غیرت" و در زن "عفت"

اگر مردان جامعه بی حیا شدند یعنی بی "غیرت" شدند، به تبع آن زنان جامعه بی حیا میشوند یعنی بی "عفت" میشوند

پس اگر  دین دارید حیا داشته باشید ، اگر  دین ندارید شرم داشته باشید.


+ مدتها بود میخواستم این جمع بندی رو بیارم رو وبلاگ اما فرصت نمیشد..

+ بازتاب این مطلب در جام نیوز


نوشته شده در : چهارشنبه 23 آذر 1390  توسط : نسل سومی .    نظرات() .