تبلیغات
نوشته های یک نسل سومی - قرار بعدی در قدس..
هنوز نظرسنجی ها عدد 2 درصد را نشان می دادند . مضطرب بودم و نگران . آقای احمدی نژاد گفتند که فلان روز بعد پاستور می بینمت . با یقین می گفت و نسبت به حرف خود شکی نداشت مثل همیشه ...

انتخابات تمام شد . او را دیدم .

گفت یادت می آید با هم پاستور قرار گذاشتیم .گفتم مثل یک رویا بود .

گفت قرار بعدی را بگذاریم . گفتم ما پای کاریم ان شاءالله .

گفت ان شاءالله توی قدس همدیگر را خواهیم دید . دست داد ولی دستم شل شده بود محکم گرفت و گفت : مطمئن باش آن روز را خواهیم دید . »

خاطره از جعفر فرجی

سلام بر دكتر مهربان، مظلوم و خستگی‌ناپذیر

http://static1.cloob.com//public/user_data/album_photo/1653/4957633-b.jpg