تبلیغات
نوشته های یک نسل سومی

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

نویسنده : نسل سومی پنجشنبه 7 دی 1391 08:30 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: شعر ،

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد
علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد

حافظ شیرازی


آخرین ویرایش: - -

وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَار..

نویسنده : نسل سومی دوشنبه 1 خرداد 1391 03:47 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: گاه نوشت ، اجتماعی ،

جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿۵۶)

به جهنم درمى‏آیند و چه بد آرامگاهى است

هَذَا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿۵۷﴾

این جوشاب و چركاب است باید آن را بچشند 

وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿۵۸﴾

و از همین گونه انواع دیگر [عذابها]

هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ ﴿۵۹﴾

اینها گروهى‏اند كه با شما به اجبار [در آتش] درمى‏آیند بدا به حال آنها زیرا آنان داخل آتش مى‏شوند 

قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿۶۰﴾

[به سران خود] مى‏گویند بلكه بر خود شما خوش مباد این [عذاب] را شما خود براى ما از پیش فراهم آوردید و چه بد قرارگاهى است

قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِی النَّارِ ﴿۶۱﴾

مى‏گویند پروردگارا هر كس این [عذاب] را از پیش براى ما فراهم آورده عذاب او را در آتش دو چندان كن 

وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَار ﴿۶۲﴾

و مى‏گویند ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از [زمره] اشرار مى‏شمردیم [در اینجا] نمى‏بینییم

سوره ص "آیات 56 تا 62"

http://faryad123.persiangig.com/image/481345_290740944353106_100002516077030_614054_248632248_n.jpg



آخرین ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1391 09:02 ب.ظ

خسته ام دوستان..

نویسنده : نسل سومی جمعه 21 مرداد 1390 08:06 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: گاه نوشت ،

به نام خدا خسته ام دوستان

به جان شما خسته ام دوستان


زپا تا به سر... یابه شكل دگر!

به دیگر بیان خسته ام دوستان

 

هیاهو هیاهو هیاهو، سكوت

صدا بی صدا خسته ام دوستان

 

زیادی زمین خورده و خاكی ام

كمی بی هوا خسته ام دوستان

 

ببخشید معذورم از شرح و بسط

 كه اصلاً چرا خسته ام دوستان

 

مپرسید از ماجراهای من

من از ماجرا خسته ام دوستان

 

هم از جانورهای آدم بزرگ

هم از بچه ها خسته ام دوستان

 

از این خرده لبخندهای مسی

و ایضاً طلا، خسته ام دوستان

 

زكوچكترین صیغه فعل امر

برو یا بیا! خسته ام دوستان

 

جدا از خدا شاكی ام از همه

كه از ماسوی خسته ام دوستان

 

من از نام تاریخی آزمون

چه بود؟ابتلا؟ خسته ام دوستان

 

زدنیای خالی ز شادی و شور

زماتمسرا خسته ام دوستان

 

درآخر: پیامی كه لو رفته است

من از ابتدا خسته ام دوستان

 

از اكسیر و از بوته و زر شدن

و از كیمیا خسته ام دوستان

 

زاصوات تخدیر عهد عتیق

زهبن! و هلا! خسته ام دوستان

 

و هم از غزل های ریمل زده

زشعر اوا خسته ام دوستان

 

ز فاضل نمایی به سبك جدید

لذا...هكذا...خسته ام دوستان


.......................................

شعر از سید حسن حسینی


آخرین ویرایش: - -


تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3