شاید دلم برایش تنگ شده بود...
مدتی بود در هیاهوی اینجا
شاید دلم برایش تنگ شده بود...



(حضور رئیس جمهور در راهپیمایی روز قدس و رفتن بین مردم پس از مدتها)
خاطره ای از شرمندگی "دکتر" در محضر "آقا"!
یاد این خاطره افتادم ، حیفم آمد باز گو نکنم حتما آن را بخوانید، یاد آوری آن در این روزها حال دیگری دارد
فردای مناظره تاریخی دکتر احمدی نژاد با موسوی در حرم امام راحل بودیم
جمعیت پر شور بود همه در گرمای طاقت فرسا منتظر ورود آقا بودند
آقا وارد شدند و بعد آن پشت در جایگاه مخصوص مسئولین دکتر و آیت الله جنتی و چند نفر دیگر وارد شدند ، جمعیت یک صدا شعار میداد: احمدی دلاور پیر خط رهبر

آقا دستی تکان دادند و نشستند روی صندلی و جمعیت همچنان روبروی آقا فریاد میزدند : احمدی دلاور پیرو خط رهبر ..!
آقا خوب با دقت گوش میکردند..
حضرت
آقا چند بار شروع کردند "بسم الله الرحمن الرحیم..." اما جمعیت سر از پا
نمیشناخت همچنان فریاد میزد: احمدی دلاور پیرو خط رهبر!!
در آن روز هر کس دیگری جای احمدی نژاد بود چنان مغرور میشد و کیف میکرد که یک جمیعتی عظیم این چنین در برابر رهبری عزیز این گونه اسم او را می آورند..
اما حدس میزنید واکنش احمدی نژاد
چه بود؟
به زحمت سرم را چرخاندم تا دکتر را بببینم، دیدم که دکتر اخم کرده
بود و حالت شرمندگی به خود گرفته بود و هی به جمعیت نگاه میکرد و انگشتش را
روی بینیش میگرفت و میگفت: هیس! هیس! ساکت!
و با دست دیگرش اشاره میکرد به سمت رهبری عزیز ..( یعنی برای رهبری شعار بدهید نه برای من...)

هر چه جمعیت بیشتر شعار میداد دکتر اخمانش بیشتر در هم میرفت و بیشتر حالت شرمندگی به خود میگرفت.....
پی نوشت: به این خاطره فقط به عنوان یک خاطره نگاه کنید نه چیز دیگر
نقدی به پدیدآورندگان، نقدی به حاشیه سازان!
"خاتون" در حال حاضر دیگر برای اکثریت مردم ایران نامی آشناست، ویژه نامه 260 صفحه ای که به همراه روزنامه ایران توزیع شد و بازتابهای زیادی را تا به امروز در پی داشته است

تا همین دیروز وِیژه نامه گیرم نیامده بود و به علت مشغله های دیگر وقت نکردم دنبالش باشم و فقط جو رسانه ای را رصد میکردم
سه روز پیش بعد از نماز صبح ، یک سری به مسنجر زدم تا آنلاین شدم یکی از وبلاگ نویسان پیام فرستاد که چرا در مورد خاتون چیزی نمینویسی و شما که دستتون در نقد مسائل اجتماعی روان هست باید دفاع کنید و خلاصه حسابی توپش پر بود از خاتون و توهین های خاتون به چادر مشکی.. آخر سر هم گفتند یادتون باشه!شما هر وقت پای جوانفکر و دار و دستش می آید کنار میکشین!!!
ما هم قول دادیم که اگر خواندیم و انحرافی دیدیم در نقد آن بنویسم
همه این مقدمه ها رو گفتم تا فضای روزهایی که گذشت مشخص شود
از آنجا که نه یک نفر و نه یک مجموعه را مقصر نمیدانم بلکه چند دسته را مسبب این فضاها میدانم دسته دسته نقدهایم را به کسانی که باید به خاطر رفتار چند روز اخیر نقد شوند مینویسم سعی کردم در مورد همه انصاف را رعایت کنم ..اگر جایی احساس کردید که تند رفتم در نظرات تذکر بدید..
1-نقد به روزنامه ایران و پدید آورندگان خاتون:
شنیدید میگویند از کاه ، کوه میسازند؟ حالا سئوال این است که چه کسی کاه دست رقیب داد تا از آن کوه بسازد؟
در این حدود 260 صفحه در قسمتهایی احساس میشود که پدید آورندگان از قصد یک سری مسائل را دامن میزنند که صدای برخی ها را در آورند، چه نیازی هست نام مهناز افشار و هدیه تهرانی را در لیست الگوی زنان آورده شود؟

یا آن طنز زشت که به ذهن تبادر میکند که در حال تمسخر یک حدیث نبوی هستند چه لزومی دارد به کار رود آن هم در روزنامه ای که به دولت دکتر احمدی نژاد وابسته هست..
دوستان خاتونی ! دکتر احمدی نژاد به اندازه کافی مظلوم هست ، خواهشا شما با نسنجیده عمل کردنتان بیش از این ایشان را مظلوم نکنید
2- نقد به آقای کلهر :
مصاحبه آقای کلهر پر است از مباحث تخصصی که به سختی میتوان در مورد آن اظهار نظر کرد اما قسمتی که خیلی روی آن مانور داده شده بحث چگونگی مشکی شدن چادر فعلی هست ایشان میگوید این رنگ مشکی اشرافی هست و در قدیم ها من به یاد ندارم جز اشراف فرد دیگری چادر مشکی میپوشید و در جای دیگر میگویند ناصرالدین شاه این رنگ مشکی متکبرانه و اشرافی را از فرانسه به ایران آورد
خب ببینید این یک مسئله تاریخی هست و نیازی به هوچی گری ندارد اما آقای کلهر عزیز!
"بفرمایین بشینید" "بشین" "بتمرگ" هر سه یک معنا را میرساند اما اگر آخری را به کار ببری ممکن است مورد تهاجم قرار بگیری، وقتی در حال صحبت کردن بر روی مسئله ای چون چادر مشکی --که بسیاری به حق بر آن تعصب دارند-- هستید باید کمی در صحبت کردنتان و طرز بیانتان دقت کنید شاید اگر جور دیگر و با بیان دیگر این مسئله تاریخی را گفته بودید این همه هجمه صورت نمیگرفت
3- نقد خطاب به بچه های رجا نیوز:
واقعا تعجب میکنم ار رفتار دور از انصاف رجا نیوز ، با یک نگاه به تیترها میتوان فهمید پشت این تیترهای تند و تحریف آمیز درد اسلام و دلسوزی برای اسلام نیست و چیزی جز دنیا و مسائل دنیوی پشت این گونه رفتار ها نیست
قبلا ها روزی سه چهار بار به رجا سر میزدم و هنوز هم علاقه دارم و اگر بشود روزی یک بار را سر میزنم اما متاسفانه روندی که آغاز شده آینده خوبی را نوید نمیدهد، کجاست آن رجا نیوزی که موسوی در مناظره با احمدی نژاد از دست آن فریاد کشید؟
4- نقد به حاج حسین شریعتمداری و کیهان:
آقای شریعتمداری باز هم به جای این که با یک پدیده فرهنگی ، "فرهنگی" برخورد کنند به سراغ "اسناد" و "شواهد" و "قرائن" خویش رفته و پای فتنه جدید را وسط کشیدند و باز هم بحث انتخابات پیش رو را پیش کشیدند!

حاج حسین! شما هنوز ثابت نکردید که سازندگان سیدی ظهور نزدیک است برای انتخابات این سیدی را درست کردند و به جریان موسوم به انحرافی وصل هستند! وقتی یقین دارم که این سیدی به خاطر انتخابات ساخته نشده چگونه انتظار دارید باور کنم که این بار نیز مثل سابق اسناد و شواهد و قرائن شما به خطا نرفته باشد ؟
چرا همه چیز را در چهار چوب انتخابات میبینید؟ شاید افرادی باشند که جز انتخابات به چیز های دیگری هم فکر میکنند برادر من! ... این روندی هم که شما پیش گرفتید روند خوبی نیست و آینده خوشی را برای کیهان نوید نمیدهد
5- نقد به مداحان به خصوص حاج منصور ارضی:
برادر منصور ارضی! بگذارید خیلی رک بگویم توهین به چادر هیچ فرقی با فحاشی کردن بالای منبر امام حسین ندارد که هیچ ! کار شما به مراتب بدتر هست..
6- نقدی به برخی بزرگان:
بنده اصولا در حدی نیستم که در مورد مواضع بزرگان نظری بدهم و نقدی بکنم لذا به آوردن سخنانی از امام خمینی (ره) و جانشین به حق امام خمینی اکتفا میکنم
امام خمینی پس از پذیرفتن جام زهر قطع نامه میفرمایند:
((علما و روحانیون انشاءالله به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خودآشنا هستند ولی از باب تذکر و تأکید عرض میکنم امروز که بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد کشور اسلامیمان احساس میکنند که میتوانند اندیشههای خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز حرفهای آنان را بشنوند و اگر بیراهه میروند، با بیانی آکنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید و باید به این نکته توجه کنید که نمیشود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فوراً انگ التقاط و انحراف بر نوشتههاشان زد و همه را یکباره به وادی تردید و شک انداخت

اینها که امروز این گونه مسائل را عنوان میکنند، مسلماً دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان میتپد، والا داعی ندارند که خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند که مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونهای است که خود فکر میکنند. به جای پرخاش و کنار زدن آنها، با پدری و الفت با آنان برخورد کنید. اگر قبول هم نکردند، مأیوس نشوید. در غیراین صورت خدایناکرده به دام لیبرالها و ملیگراها و یا چپ و منافقین میافتند و گناه این کمتر از التقاط نیست))
امام خامنه ای در دیدار با پاسداران انقلاب اسلامی میفرمایند:
((یك مسئله این است كه اگر یك كسى یك حرف غلطى زد، آیا كسى باید به او جواب بدهد یا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شیوهى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است. یك وقت هست كه حالا كه كسى یك حرف غلطى زد، ما بیائیم مثلاً صدجا این حرف غلط را تابلو كنیم، شعار كنیم كه آقا، فلانى این حرف غلط را زد، تا همه بدانند. این است كه اشتباه است، خطاست. من با حركت روشنگرانه از سوى هر كسى، از سوى هر نهادى، هیچ مخالفتى ندارم، بلكه علاقهمندم و معتقدم به مسئلهى تبیین.)) ( ۱۳/۴/۹۰)
دیگر حرفی برای گفتن ندارم، گفتم آن چه باید میگفتم
پی نوشت1: سعی کردم در نوشته هایم بحث های سیاسی رو کمتر وسط بکشم و بیشتر یک رفتار اجتماعی را نقد کنم اما خوب ناچارا گاهی اوقات سمت این موضوع رفته است
پی نوشت 2: نوشته دکتر یامین پور را جع به این موضوع را توصیه میکنم: (اینجا)
خسته ام دوستان..
به نام خدا خسته ام دوستان
به جان شما خسته ام دوستان
زپا تا به سر... یابه شكل دگر!
به دیگر بیان خسته ام دوستان
هیاهو هیاهو هیاهو، سكوت
صدا بی صدا خسته ام دوستان
زیادی زمین خورده و خاكی ام
كمی بی هوا خسته ام دوستان
ببخشید معذورم از شرح و بسط
كه اصلاً چرا خسته ام دوستان
مپرسید از ماجراهای من
من از ماجرا خسته ام دوستان
هم از جانورهای آدم بزرگ
هم از بچه ها خسته ام دوستان
از این خرده لبخندهای مسی
و ایضاً طلا، خسته ام دوستان
زكوچكترین صیغه فعل امر
برو یا بیا! خسته ام دوستان
جدا از خدا شاكی ام از همه
كه از ماسوی خسته ام دوستان
من از نام تاریخی آزمون
چه بود؟ابتلا؟ خسته ام دوستان
زدنیای خالی ز شادی و شور
زماتمسرا خسته ام دوستان
درآخر: پیامی كه لو رفته است
من از ابتدا خسته ام دوستان
از اكسیر و از بوته و زر شدن
و از كیمیا خسته ام دوستان
زاصوات تخدیر عهد عتیق
زهبن! و هلا! خسته ام دوستان
و هم از غزل های ریمل زده
زشعر اوا خسته ام دوستان
ز فاضل نمایی به سبك جدید
لذا...هكذا...خسته ام دوستان
.......................................

