نوشته های یک نسل سومی مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ. چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد tag:http://faryad123.mihanblog.com 2017-11-22T03:06:22+01:00 mihanblog.com دهقان مصیبت زده را خواب گرفته... 2015-10-21T12:35:00+01:00 2015-10-21T12:35:00+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/219 نسل سومی کم کم دارم به این نتیجه میرسم که وقتی همه چیز تمام شد و سرطان در بدن ریشه کرد تازه می آیند که درمان کنند ،اینقدر عقب افتاده هستند که وقتی که کار از کار گذشته است می آیند و تازه با قلدر بازی میخواهند کار را حل کنند اما افسوس که دوره این کارها گذشته است..همان زمان دو سال پیش  که نرم افزار "وی چت" تازه همه گیر و فرا گیر شده بود در همین وبلاگ نوشتم که آقایون! من جوان که آشنا هستم با تکنولوژی و در گروه ها و قسمت های دیگر وی چت هستم  دارم میبینم که چه فاجعه ای ممکن است برای جا

کم کم دارم به این نتیجه میرسم که وقتی همه چیز تمام شد و سرطان در بدن ریشه کرد تازه می آیند که درمان کنند ،اینقدر عقب افتاده هستند که وقتی که کار از کار گذشته است می آیند و تازه با قلدر بازی میخواهند کار را حل کنند اما افسوس که دوره این کارها گذشته است..

همان زمان دو سال پیش  که نرم افزار "وی چت" تازه همه گیر و فرا گیر شده بود در همین وبلاگ نوشتم که آقایون! من جوان که آشنا هستم با تکنولوژی و در گروه ها و قسمت های دیگر وی چت هستم  دارم میبینم که چه فاجعه ای ممکن است برای جامعه  و جوانان و نوجوانان به بار بیاورد و خواهشا یک فکری بکنید ، اگر میتوانید فرهنگ سازی بکنید که زودتر و اگرنه زودتر همان روش همیشگی فیلتر کردنتان را در پیش بگیرید ( که جز این چیز دیگری بلدی نیستید) و حداقل زود فیلتر کنید قبل آنکه نشود جمعش کرد! اما کلا چون همیشه مثل فیلمها که آقا پلیسه دیر میرسد و اخر از همه، شد نباید آنچه میشد!
چندی پیش چیزی داشت رواج پیدا میکرد به اسم شبکه های باز مجازی اندرویدی .


وی چت خیلی راحت دختر را به پسر و پسر را به دختر وصل میکرد، چه از طریق ابزار پیدا کردن جنس مخالف در چند کیلومتری گوشی و چه از طریق ابزار shake و چه از طریق گروه ها و تایملاین و ... و خودتان حسابش را بکنید جامعه ای مثل ایران و جوانان و نوجوانانی که تشنه ارتباط با جنس مخالف هستند!!
پس از مدت طولانی که قشنگ همه به همه وصل شدند تازه آقایان شصتشان خبر دار شد که همچین چیزی وجود دارد و اقدام به فیلتر آن کردند اما چه فایده؟ تاسف بار تر از آن این هست که طبق برخی شنیده ها تازه علت همین فیلتر هم مسائل ضرر و مباحث تجاری بوده نه بحث دین و شریعت که امیدوارم این شنیده ها درست نباشد.
ضربه ای که وی چت به جوان ها و خانواده های ایرانی زد همچنان باقی هست و شاید سالهای آینده معلوم شود که چه بلای مخربی بر سر این مملکت آمده است.
(برای مثال با اوج تاسف اعلام میکنم همین چند ماه پیش در جمعی بودم که یک جوان 19 ساله که از نظر قیافه هم خیلی خوش سیما نبود تعریف میکرد که هنوز که هنوز هم با دخترانی که در وی چت با آنها آشنا شده در ارتباط هست و به قول خودش بار خودش را برای چند سال بسته است! این فقط یک مورد هست که مشت نمونه خروار )

اما حالا پس از مدتها همان اشتباه را در مورد تلگرام تکرار میکنند؛ مدتها هست که تلگرام همه گیر شده و به نوعی جای واتس آپ و وایبر را پر کرده است ، تلگرام با اضافه کردن ربات و کانال ها امر نو و بدیعی را در عرصه ارتباط و اطلاع رسانی رقم زده است و برای همین جذابیتی دو چندان دارد .

حالا که هر نوجوان 15 ساله و هر مسئول مملکتی تلگرام را نصب کرده و به نوعی در آن فعال هست تازه به فکر آن افتادند که فکری به حال تلگرام بکنند
 تلگرام هم هر چه شود چه مثل وی چت فیلتر شود و چه همچنان به خاطر این که دولت به هوادارانش پز بدهد که طرفدار آزادی بیان هست ادامه پیدا کند تاثیری که بر فرهنگ و جوانان ما گذاشته است بسیار مخرب تر از آن است به این زودی ها معلوم شود .



]]>
"زبان انگلیسی" را تحقیر کنید 2014-11-22T04:43:18+01:00 2014-11-22T04:43:18+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/217 نسل سومی اگر قصد دارید با دید سیاسی به این مرقومه نگاه کنید و یا فکر میکنید این مطلب یک مطلب سیاسی هست پیشنهاد میکنم دیدتان را در ادامه عوض کنید، این فقط یک بررسی بدون حب و بغض علمی هست .واقعاً نیاز به یادگیری زبان دوم در جامعه ما چقدر است؟ چرا ما باید اساسا یک زبان را یاد بگیریم؟ عقل سلیم به ما میگوید روی چیزی وقت بگذریم که "منفعتی" داشته باشد و به کار بیایید، حالا بررسی کنیم که چرا باید یک زبان دیگر را یاد گرفت، منطقا از یکی از این موارد خارج نیست : 1- یا زبانی که میخواهیم یاد بگیریم اینقدر پ اگر قصد دارید با دید سیاسی به این مرقومه نگاه کنید و یا فکر میکنید این مطلب یک مطلب سیاسی هست پیشنهاد میکنم دیدتان را در ادامه عوض کنید، این فقط یک بررسی بدون حب و بغض علمی هست .
واقعاً نیاز به یادگیری زبان دوم در جامعه ما چقدر است؟ چرا ما باید اساسا یک زبان را یاد بگیریم؟ 
عقل سلیم به ما میگوید روی چیزی وقت بگذریم که "منفعتی" داشته باشد و به کار بیایید، حالا بررسی کنیم که چرا باید یک زبان دیگر را یاد گرفت، 
منطقا از یکی از این موارد خارج نیست :
1- یا زبانی که میخواهیم یاد بگیریم اینقدر پرگویش باشد که برای ارتباطات ما به کار بیایید
2- یا ما میخواهیم علمی بیاموزیم و برای یادگیری آن علم مجبوریم زبانی اصلی آن علم را بیاموزیم برای مثال برای یادگیری فلسفه کمابیش به زبان آلمانی نیاز هست 
3- به خاطر دین و مذهب فرد ، یعتی زبانی که مطالب آسمانی دینش به آن زبان آمده را یاد بگیرد برای فهم متون آن مذهب؛ مثلا یک مسلمان عربی یاد بگیرد برای فهم بهتر متن قرآن و روایات و یک یهودی عبری یاد بگیرد برای فهم تورات و ... 
4- فرد برای تجارت با یک کشور خارجی و درآمد زایی زبان آن کشور را بیاموزد که از بحث ما خارج است .

اما درمورد اول: آیا زبان انگلیس پرگویش ترین زبان دنیا هست که ما باید بعد از زبان مادری خود آن را یاد بگیریم؟
 در پاسخ به این سئوال باید بگوییم خیر، بر اساس تخمین سایت Ethnologue تعداد افرادی که (این آمار تا سال 2009 هست) کاملا به انگلیسی صحبت میکنند از 550 میلیون نفر تجاوز نمیکند ، این در حالی هست که آماری که تا سال 2009 ارائه شده است 1025 میلیون نفر به زبان ماندارین (چینی اصلی) صحبت میکند و حدود 550 میلیون نفر در سراسر دنیا به زبان اسپانیایی صحبت میکنند ؛ لذا اگر این استدلال درست باشد یادگیری زبان چینی و اسپانیولی اولی از انگلیسی هست .

اما در مورد دوم:  چند وقت پیش مقاله ای خواندم که درآن از زبان انگلیسی به عنوان "زبان بین المللی علم" نام برده شده بود ، همانجا در زیر آن مقاله کامنتی قرار دادم و به نویسنده آن مقاله اعتراض کردم ، چندی بعد نویسنده برای من ایمیلی فرستاد و بنده را به تحجر و عقب ماندگی متهم کرد این در حالی است که من خیلی منطقی و عقلانی از او پرسیده بودم :

" آیا مراد شما از زبان بین المللی علم زبانی است که ملت‌های جهان برای ارتباط با هم قرارداد کرده‌اند که با آن سخن بگویند؟ چه زمانی چنین قراردادی و بین چه کشورهایی بسته شده‌است؟ تکلیف کشورهایی که این قرارداد را امضا نکرده‌اند و یا بعد از این قرار داد ایجاد شده‌اند، چه می‌شود؟ تا آنجا که بنده میدانم چنین  قراردادی موجود نیست، آن هم در زبان علم.  پس مراد از «زبان بین‌المللی علم» چیست؟ فی الواقع الان هست که به خاطر این که زورشان زیاد است زبان انگلیسی را رایج کردن ، یک زمانی هم اعراب آندلس را فتح کرده بودند و زورشان زیاد بود و به آن زبان تولید علم میکردند و میگفتن زبان عربی زبان علم هست، اما آیا واقعا اینطور بود و هست؟  شما طوری ننویسید که آیندگان به شما بخندند"

مورد سوم: این مورد هم مشخص است ؛ قرآن که عربی بودن آن واضح است؛  براساس تحقیقات انجام شده تورات اصلی به زبان عبری ،و انجیل اصلی به زبان سریانی بوده است. ولی انجیل كنونی و در دسترس به زبان یونانی می باشد. پس طبق این استدلال هم یادگیری انگلیسی ضرورتی ندارد



چند نکته جالب:

1 : استاد زبانی داشتیم که وقتی این شبهات را پیش او مطرح کردم گفت انگلیسی کاملترین زبان هست برای فهم، و فلان قدر واژه دارد که هیچ زبانی آن را ندارد و هیچ زبانی به این کاملی نیست! بطلان این استدلال هم واضح هست؛ اگر کسی زبان عربی را کار کند متوجه میشود که از نظر واژگان و کامل بودن خیلی اولی تر از هر زبان دیگری هست زبانی که حتی برای تثنیه هم واژگان جداگانه دارد .

2: اگر به زیبا بودن زبان باشد که انگلیسی یکی از خشک ترین زبانهای دنیا هست،قطعا افرادی که با زبان فرانسه یا اسپانیا آشنایی دارند متوجه این موضوع شده اند . خصوصا برای ما فارس زبانها که این مسئله نمود ویژه دارد.

3 : در کل انگلیسی زیر شاخه زبانهای "هندواروپایی" از شاخه ژرمنی هست و این نوع زبانها غالبا خیلی مشکل هستند.


نکته آخر :

در این نوشتار فقط قصد زدن تلنگری کوچیک به ذهنها را دارم، اصلا نمیگویم که یاد نگیرید و یا عقب افتاده باشید، پیشرفت کنید و اگر بدردتان میخورد آن را یاد بگیرید، اما اگر در حال یاد گیری انگلیسی هستید سعی کنید با تحقیر با این زبان برخورد کنید، مرتبا تحقیر کنید ، با اکراه برخورد کنید و به افرادی که این زبان را بالا میبرند و ازآن به عنوان زبان علم و میانجی! نام میبرند تذکر بدهید و برایشان استدلال کنید 

اوصیکم بالتحقیر الانگلیسی 




]]>
عقابی پرید. 2013-12-06T11:23:32+01:00 2013-12-06T11:23:32+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/216 نسل سومی به گنجشک گفتند، بنویس: عقابی پرید. عقابی فقط دانه از دست خورشید چید. عقابی دلش آسمان، بالش از باد، به خاک و زمین تن نداد. و گنجشک هر روز همین جمله‌ها را نوشت وهی صفحه، صفحه وهی سطر، سطر چه خوش خط و خوانا نوشت وهر روز دفتر مشق او را معلم ورق زد وهر روز هم گفت: آفرین چه شاگرد خوبی، همین ولی بچه گنجشک یک روز با خودش فکر کرد: برای من این آفرین‌ها که بس نیست! سوال من این است چرا آسمان خالی افتاده آنجا برای عقابی شدن چرا هیچ کس نیست؟ چقدر از "عقابی پرید" فقط رونویسی کنیم چقدر آسمان، خط خطی،بال کاه به گنجشک گفتند، بنویس:
عقابی پرید.
عقابی فقط دانه از دست خورشید چید.
عقابی دلش آسمان، بالش از باد،
به خاک و زمین تن نداد.
و گنجشک هر روز همین جمله‌ها را نوشت
وهی صفحه، صفحه وهی سطر، سطر
چه خوش خط و خوانا نوشت
وهر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد
وهر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی، همین
ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرین‌ها که بس نیست!
سوال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟
چقدر از "عقابی پرید"
فقط رونویسی کنیم
چقدر آسمان، خط خطی،بال کاهی
چرا پرکشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا...؟ برای پریدن از این صفحه ها
نیست راهی؟
*
و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست
به آن نورها
وهی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطه ای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان
]]>
"ابر اطلس" فیلمی که هر عدالتخواهی باید ببیند 2013-11-12T06:26:04+01:00 2013-11-12T06:26:04+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/212 نسل سومی فیلم "اطلس ابر" جدیدترین ساخته‌ی برادران واچوفسکی است که در ماه‌های پایانی سال 2012 اکران شد. فیلمی که به ما میفهماند اعمال و رفتارهای به موقع ما حتی اگر در این زمان نتیجه ای در بر نداشته باشد در آینده موثر است دیدن این فیلم آن هم تنها یک مرتبه نمی­تواند مفهوم واقعی آن را برای بیننده مشخص کند، حتی ممکن است سردرگمی را برای مخاطب خود به همراه داشته باشد. این شش داستان به اندازه‌ای زیبا در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند که پس از اتمام فیلم به جملات ابتدای فیلم پی خواهیم برد، آنجا که زاخاری http://www.impassionedcinema.com/wordpress/wp-content/uploads/2012/07/cloud-atlas.jpg

فیلم "اطلس ابر" جدیدترین ساخته‌ی برادران واچوفسکی است که در ماه‌های پایانی سال 2012 اکران شد. فیلمی که به ما میفهماند اعمال و رفتارهای به موقع ما حتی اگر در این زمان نتیجه ای در بر نداشته باشد در آینده موثر است
دیدن این فیلم آن هم تنها یک مرتبه نمی­تواند مفهوم واقعی آن را برای بیننده مشخص کند، حتی ممکن است سردرگمی را برای مخاطب خود به همراه داشته باشد. این شش داستان به اندازه‌ای زیبا در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند که پس از اتمام فیلم به جملات ابتدای فیلم پی خواهیم برد، آنجا که زاخاری از سیاره‌ای دیگر قبل از شروع روایت داستان به کودکان می­گوید «بادی این­ چنین نجواهایی با خود دارد... از گذشتگان که بر سرت فریاد می‌زنند، داستان‌هایشان را فریاد می‌زنند؛ تمام نجواها در یکی خلاصه می‌شود، یک نجوای متفاوت».

برده داری رسمی کهن بود که از زمان‌های دور در سرتاسر جهان اجرا می‌شد، رسمی که در آن ثروتمندان، ضعیفان و به ویژه سیاه پوستان را وادار به خدمت به خود می‌کردند. آثار برده داری را در گذشته جای جای جهان و تمامی ادیان می‌توان یافت. نخستین زمزمه‌های مخالفت با برده داری از قرن 15 میلادی آغاز شد و جهانی شدن و اجرای آن حدود 500 سال و تا اوایل قرن 20 میلادی به طول انجامید. در ایالات متحده آمریکا به صورت جدی از سال 1860 و پس از برنده شدن آبراهام لینکلن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیگیری شد و حتی منجر به جنگ‌های داخلی آمریکا گردید.

قسمتی از داستان 6 قسمتی این فیلم در سال 1849 و در آغاز شکل­ گیری نهضت‌های مخالفت با برده داری است. آدام اولینگ برای نوشتن و امضای قراردادی عازم سفری دریایی در اقیانوس آرام می‌شود. "هاسکل مور" پدر همسر آدام است که او را به نیابت از خود برای عقد این قرارداد به دیدار کشیش "هوراکس" می‌فرستد. "هاسکل مور" از جمله شخصیت‌هاییست که با نهضت مخالفت با برده داری مبارزه می­کند، او اعتقاد دارد که برده داری امری مقدس است و قابل تغییر نیست. آدام گوشه‌ای از اعتقادات پدر همسر خود را این­گونه بیان می‌کند: «سؤالی که او مطرح می­کند این است که اگر خدا دنیا را آفریده از کجا بدانیم که چه چیزهایی را می‌توانیم تغییر دهیم... و چه چیزهایی باید مقدس و بی تغییر بماند».  وقایع این داستان در ادامه سبب می­شود تا آدام پس از رسیدن به خانه و در دیدار با پدر همسر قدرتمند خود نامه قرارداد کشیش را که به ادامه برده داری کمک می­کرد در آتش بسوزاند و همراه همسر خود به جمع مخالفان برده داری بپیوندد. آدام در طی این سفر دریایی شرح حال روزهای خود را در قالب دفتری مکتوب گردآوری می­کند.

قسمت چهارم داستان ناشری ناموفق است. «تیموتی کاوندیش» پس از سال‌ها فعالیت در انتشار کتاب نتوانسته است موفقیتی را کسب کند و بدهی­های بی‌شماری دارد. در ادامه فردی خطرناک برای کشتن تیموتی دنبال او میفتد. تیموتی که پولی ندارد از برادر خود درخواست کمک می­کند اما برادر او به علت کینه‌ای که از او دارد او را به آسایشگاهی معرفی می­کند و تیموتی در آسایشگاه زندانی می­شود. او در آسایشگاه با کمک چند تن دیگر نقشه فراری را تهیه می­کند و موفق به فرار می­شود. او این جریان را در قالب کتابی می­نویسد و تصمیم به ساخت فیلمی از آن می­گیرد.

قسمت پنجم این داستان زیبا، قسمتی است بس مهم و پر مفهوم، مفهومی عمیق که در لابه لای پیشرفت تکنولوژی از دیده ها پنهان شده است، برده داری مدرن! این قسمت روایتگر نوع جدیدی از برده داری است که تکنولوژی امروز در حال رسیدن به آن است، در این زمان دیگر برده داری رنگی و نژادی مطرح نیست، بلکه برده داری تکنولوژیکی مطرح است. در سال 2144 مشاهده می­شود که تکنولوژی به جایی رسیده است که موجوداتی بسیار شبیه به انسان با نام "بافتزاد" به وجود آمده‌اند که با انسان­های دیگر تفاوتی ندارند جز در نوع آفرینششان. از بافتزادها در امور مختلف خدماتی استفاده می­شود. ماجرا از دستگیری «سونمی 451» و انجام مصاحبه‌هایی برای انجام مطالعات آغاز می­شود. انجام دهنده این مصاحبه که "بایگان" نام دارد و عضو مقامات متفقین در آن زمان محسوب می­شود، در ابتدای گفتگو به سونمی می‌گوید «یادتان باشد این بازجویی یا محاکمه نیست... برداشت شما از واقعیت است که اهمیت دارد». سونمی در پاسخ می‌گوید: «حقیقت واحده... برداشت‌های مختلف از آن غیر حقیقته». سونمی 451 یکی از ده‌ها کارگر رستوران «پاپا سنگ» در سئول است. برنامه‌ی هر روز این بافتزادها مشابه است؛ صبح‌ها از خواب بیدار می­شوند، پس از نظافت به رستوران رفته و به مشتری­ها خدمات می­دهند و شب‌ها با خوردن مقداری سوپ به رختخواب باز می­گردند این اعمال روزانه ادامه پیدا می­کند تا یک شب سونمی 451 به ناگاه قبل از موعد مقرر از خواب بیدار می­شود . دلیل خواب بافتزادها در ساعات معین «سوپ» که هر شب قبل از خواب می­خوردند بوده است. یونا 939 در مورد فضای بیرون از رستوران با سونمی 451 صحبت می­کند و به وسیله‌ دستگاهی دیجیتال فیلمی را که تنها یک سکانس از آن قابل پخش است به سونمی نشان می­دهد. مدتی بعد یونا 939 با یک مشتری درگیر می­شود و به همین علت کشته می­شود. چند شب بعد سونمی 451 که از خواب بیدار می­شود  جوانی با نام «ها – جو – چنگ» ایستاده است و برای جلوگیر از کشته شدن سونمی او را به بیرون از رستوران می­برد. ها-جو-چنگ یکی از افسران متحدین است که شورش کرده‌اند، نیروهای متحد معتقدند بافتزادها می‌توانند دنیا را تغییر دهند و پس از مرگ یونا 939، سونمی 451 تنها بخت آنها بود. ها-جو-چنگ سونمی را به محل اقامت خود می­برد و از او پذیرایی می­کند و فیلم نیمه تمام ساخته تیموتی(داستان قبلی) در سالها قبل را برای او پخش می­کند. این فیلم تأثیر زیادی بر سونمی می­گذارد. ها-جو-چنگ سونمی را با رهبر خود آشنا می­کند و سونمی پس از اطلاع از اینکه تعالی در واقع اعدام بافتزادها است تصمیم به همکاری با متحدین می­گیرد و پیامی را به 12 ایالت و چهار کلنی (کلنی: افرادی که به خارج از سیاره زمین رفته اند و در آنجا زندگی می­کنند) مخابره می­کند. پس از آن بوسیله نیروهای انتقام جو متحدین شکست خورده و سونمی دستگیر می­شود. سونمی آخرین سؤال بایگان در مورد اینکه چرا با علم به شکست متحدین با آنها همکاری کردی را این­گونه پاسخ می­دهد:
«اگر من از دید مردم پنهان می­ماندم، حقیقت نیز پنهان می­ماند».

http://politicalfilm.files.wordpress.com/2013/07/cloud-atlas-whos-who.jpg?w=614&h=433

قسمت ششم و نهایی این داستان زیبا، خود اثری است که به تنهایی می‌تواند فیلم­نامه فیلمی جذاب و تماشایی باشد. داستان در مورد 106 سال پس از سقوط دنیاست که عده‌ی کمی در زمین وجود دارند؛ عده‌ای بی بهره از علم با زندگی بر پایه دام و کشاورزی که «دره نشینان» خطاب می­شوند. دانش این گروه به حدی ابتدایی است که نیش جانوارانی چون عقرب ماهی سبب مرگشان می­شود و علاجی برای آن ندارند و در مقابل عده‌ای در اوج پیشرفت علمی و تکنولوژی، در وسیله ‌ای مدرن که آن­را کشتی می‌خوانند، زندگی می‌کنند که «آینده‌بین‌ها» خطاب می­شوند. سطح پیشرفت آن‌ها به گونه‌ای است که برای درمان بیماری و خونریزی بدن تنها لمس دستگاهی کوچک کافی است. از طریقه حرکت کشتی آینده‌بین‌ها و وسایل نقلیه‌ای که در سال 2144 دیده می‌شود، می‌توان دریافت که سقوط دنیا در نزدیکی همان برهه زمانی رخ داده است. در ابتدای داستان شاهد کشته شدن داماد و خواهرزاده «زاخاری» به دست قبیله‌ای ستمگر به نام «کونا» هستیم. زاخاری با وجود اینکه در آنجا حضور داشت از ترس کشته شدن در پشت صخره‌ای پنهان شد و با وسوسه‌های شیطان زمان که آن را «جورجی پیر» می‌نامیدند از کمک به داماد و خواهرزاده‌اش امتناء کرد. دره نشینان جورجی پیر را عامل پایان دنیا می­دانستند و معتقد بودند که او در بالای کوهی زندگی می­کند. آینده‌بین‌ها در سال 2 بار برای داد و ستد به آنجا می‌آمدند، «مرونیم» نام یکی از آنها بود که پس از ورود به دره برای مدتی در خانه زاخاری اقامت کرد. از روایت داستان مشخص است که زمین به گونه‌ای تغییر کرده است که زندگی در آن سبب آلودگی و بیماری در آینده­ بین‌ها می­شود. آنها در راهی برای برقراری ارتباط با کلنی‌ها در سیارات دیگر بودند و این محل ارتباطی برفراز همان کوهی بود که پیشینیان آن را نفرین شده و محل اقامت جورجی پیر می­دانستند. زاخاری ورود مرونیم در خانه‌ی خود را بد یومن و شوم می­داند و از این مسئله ناراحت است. بر اثر حادثه‌ای که برای دیگر خواهرزاده زاخاری رخ می­دهد، زاخاری برای درمان او قول بردن مرونیوم به بالای کوه "سول" را می­دهد. در راه رفتن زاخاری و مرونیم به بالای کوه جورجی پیر بارها و بارها زاخاری را به کشتن مرونیم ترغیب می­کند اما زاخاری تسلیم نمی­شود. در بالای کوه بالاترین سطح از تکنولوژی بشر مشاهده می­شود که مکانی را برای ارتباط با کلنی‌ها در خارج از جهان ساخته‌اند، مرونیم در پاسخ پرسش زاخاری در مورد کارایی این مکان این­گونه پاسخ می­دهد: «قبل از سقوط دنیا پیشینگان خانه‌هایی ساختند در آن سوی آسمان و میان ستارگان و این مکان، محل ارتباط زمین و آنها بوده است». مرونیم با امید به اینکه کسی در آن سوی آسمان­ها پیام آنها را دریافت کند و آنها را نجات دهد پیام را ارسال می­کند. پس از فرستادن پیام، آن دو راه بازگشت را در پیش می­گیرند و در راه زاخاری متوجه حمله قوم کونا به قبیله خود شد، خواهر و تمامی اهالی قبیله‌اش بر اثر این حمله کشته می­شوند و تنها خواهر زاده زنده‌اش، زنده می‌ماند. به همین دلیل زاخاری تصمیم می­گیرد که همراه آینده‌بین‌ها از دره برود


همان­گونه که در مورد ارتباط نیروهای متحد و تیموتی اشاره شد، وجود مفاهیم ظلم ستیزی در فیلم تیموتی سبب ایجاد تغییر در نگرش عده‌ای شد، به گونه‌ای که حتی یونا 939 که یک بافتزاد است نیز با دیدن مکرر صحنه‌ای از فیلم که در واقع روایتگر صحبت‌های تیموتی کاوندیش و متصدی آسایشگاه بوده است، تحت تأثیر قرار گرفت و قانون اصلی بافتزادها یعنی «احترام به مشتری» را نقض کرد و مرگ را بر ذلت انتخاب کرد. آخرین جمله‌ی یونا، همان جمله‌ی معرف فیلم است: «من مطیع سوء استفاده‌ی مجرمانه‌ی شما نمیشم».

اولین نشانه‌ها از تغییر دیدگاه سونمی 451 با دیدن سکانسی از فیلم که در واقع همان سکانسی است که سبب مرگ یونا 939 می­شود شروع می­گردد. یونا با نشان دادن این سکانس به سونمی او را به گونه‌ای وارد این شورش کرده است اما این، تنها قسمتی از فیلم بود. پس از ورود سونمی 451 به خانه‌‌ی «ها-جو-چنگ»، او فیلم را به طور کامل برای سونمی پخش و سونمی با نکات کلیدی فیلم ارتباط برقرار می­کند، نکاتی چون ظلم ستیزی و سخنانی در مورد «الکساندر سولژنیتسین». اشاره فیلم به «الکساندر سولژنیتسین» سبب جلب توجه سونمی به این فیلسوف قرن 20 می­شود و مطالعات دیگری را بر روی این شخصیت و عقاید او انجام می­دهد، به­ گونه‌ای که جملاتی از او را به­ خاطر می‌سپارد.

بی شک یکی از تأثیر گذارترین ارتباط‌ها در فیلم، تأثیری است که سونمی 451 بر روی «بایگان پارک» می‌گذارد، گفتگویی پر از حقیقت. صحبت‌های سونمی و بایگان در قالب مصاحبه مطالعاتی آن­چنان بر بایگان تأثیر می‌گذارد که بایگان برداشت خود از این گفتگو را در قالب کتابی می­نویسد. بایگان افسر تحقیقاتی متفقین برای تحقیق بر روی علت تغییر در یک بافتزاد با نام سونمی 451 با او به گفتگو می‌نشیند، اما در پایان این بایگان است که تأثیر می‌پذیرد و تغییر می­کند. دیالوگ‌های این دو در فیلم از تأثیر گذارترین قسمت‌های فیلم است. صحبت‌هایی از یک بافتزاد که تنها شکل ظاهری آن شبیه انسان است ؛ اما به جایی می‌رسد که صحبت‌های فراتر از تمدن بشر در آن زمان بر زبان جاری می­سازد:«بودن به معنی درک کردن است... و شناخت دیگران نیز تنها از چشمان دیگران ممکن است... ماهیت زندگی جاویدان ما... در پیامدهای سخنان و کردار ماست که ادامه دارند و خود را در تمام زمان ها بروز می دهند».

بایگان پارک گفتگو و تحقیقات خود از سونمی 451 را در قالب کتابی با عنوان «سونمی 451 آن­گونه که بایگان پارک ثبت کرده است» منتشر می­کند. این کتاب در کنار پیام مخابره شده از صحبت‌های سونمی به ایالت‌ها و کلنی‌های خارج از جهان تبدیل به شیوه و مسلکی برای مبارزه می‌شود، به­ طوری­که که حتی پس از پایان دنیا نیز دره‌نشین‌ها سونمی و نمادها و تندیس او را محترم شمرده و در خانه‌های خود نگهداری می­کنند و از کتاب نوشته شده از گفتگوی او توسط بایگان استفاده میکنند. حتی آثاری از اعتقاد در «پیشینگان» نیز به چشم می‌خورد، آنجا که در مرکز ارتباطی منهدم شده بالای کوه سول تندیس بزرگی از سونمی مشاهده می‌گردد. آن جنبش شکست خورده و کم عمر تبدیل به یک نماد جهانی می­شود و سال‌های سال باقی و استوار می‌ماند



پی نوشت: به نظر من حتما این فیلم را ببینید ضرر نمیکنید

پی نوشت 2: بخشی از توضیحات درمورد این فیلم از انجمن سینماسنتر برداشته شد و بخشی دیگش از خودم ست (برای حفظ حق کپی رایت)



]]>
آخرین گفتگوی تلفنی آلنده 2013-09-14T06:03:34+01:00 2013-09-14T06:03:34+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/210 نسل سومی آنچه می خوانید، گفتگوی تلفنی آلنده در روز کودتا با ژنرالی است که از وی می خواهد تسلیم کودتای ژنرال پینوشه شود. (ژنرال و همسرش، هر دو بیمار دکتر آلنده بودند) در زمان این گفتگوی تلفنی، نیروهای کودتاگر مورد حمایت دولت امریکا، دست کم ۱۷ بمب بر کاخ ریاست جمهوری ریخته بودند.همین دیالوگ لحظات آخر؛ سجایای اخلاقی یک رئیس جمهور مردمی و عدالتخواه را به بهترین شکل ممکن در برابر زشتی ها نشان می دهد. رئیس جمهوری که حتی زیر بمباران و در لحظات آخر مرگ هم نگران مسئولیت خود به عنوان پزشک در قبال بیمارش، نگران مسئ آنچه می خوانید، گفتگوی تلفنی آلنده در روز کودتا با ژنرالی است که از وی می خواهد تسلیم کودتای ژنرال پینوشه شود. (ژنرال و همسرش، هر دو بیمار دکتر آلنده بودند) در زمان این گفتگوی تلفنی، نیروهای کودتاگر مورد حمایت دولت امریکا، دست کم ۱۷ بمب بر کاخ ریاست جمهوری ریخته بودند.
همین دیالوگ لحظات آخر؛ سجایای اخلاقی یک رئیس جمهور مردمی و عدالتخواه را به بهترین شکل ممکن در برابر زشتی ها نشان می دهد. رئیس جمهوری که حتی زیر بمباران و در لحظات آخر مرگ هم نگران مسئولیت خود به عنوان پزشک در قبال بیمارش، نگران مسئولیت خود به عنوان رئیس جمهور در برابر مردم و تاریخ است و حتی به دشمنانش هشدار می دهد که به عاقبت اعمال خود بیندیشند:

- وقت به خیر ژنرال، حال خانمتان چطور است؟

- خوب است، متشکرم، عالیجناب.

- خودتان چطورید؟ حواستان که هست، نباید هیجان زده بشوید.

- متشکرم آقای رییس جمهور. راستش می خواهم پیغام ژنرال پینوشه را بگویم. ایشان از شما خواسته تسلیم بشوید. هواپیمایی هم آماده است که شما و خانواده تان و هر کسی را که همراهتان باشد از کشور خارج کند.

- من تسلیم نمی شوم ژنرال، به هواپیما هم احتیاجی ندارم. شما هم قبول مسئولیت نکنید. نگذارید به عنوان قاتل رییس جمهور به اعماق تاریخ سقوط کنید.

- من مجبورم عالیجناب.

- اووه. باشد. پس یه من قول بدهید خیلی هیجان زده نشوید. برای قلبتان خوب نیست...


http://faryad123.persiangig.com/image/edalat/allende-through-door.jpg

"آلنده در حال دفاع از کاخ ریاست جمهوری در برابر حمله ارتش شیلی ، لحظاتی قبل از کشته شدن در بمباران هوایی"

]]>
شما را به خدا، عدالت در این دنیا کجاست؟! 2013-08-07T16:05:46+01:00 2013-08-07T16:05:46+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/208 نسل سومی متن ذیل ترجمه‌ی سخنان مرحوم هوگو چاوز در این لینک ویدئو است «شما امپریالیسم یانکی را نمی‌بینید! شما قتل عامی را که دولت آدمکش اسرائیل مرتکب می‌شود نمی‌بینید! علیه یک گروه صلح‌طلب که داشتند کمک‌های انسانی را برای مردم غزه، که از همه طرف در محاصره هستند می‌بردند... که اسرائیل حتی اجازه‌ی آبرسانی به آن‌ها نمی‌دهد؛ و قتل عام‌شان کردند و شما دیدید و شاهد آن بودید! بعد دولت آمریکا فقط می گوید «ما نگران هستیم»! تصور کنید که خدا باید به دادمان می‌رسید اگر این اتفاق در آب‌های ونزوئلا می‌

متن ذیل ترجمه‌ی سخنان مرحوم هوگو چاوز در این لینک
ویدئو است

«شما امپریالیسم یانکی را نمی‌بینید! شما قتل عامی را که دولت آدمکش اسرائیل مرتکب می‌شود نمی‌بینید! علیه یک گروه صلح‌طلب که داشتند کمک‌های انسانی را برای مردم غزه، که از همه طرف در محاصره هستند می‌بردند... که اسرائیل حتی اجازه‌ی آبرسانی به آن‌ها نمی‌دهد؛ و قتل عام‌شان کردند و شما دیدید و شاهد آن بودید!

بعد دولت آمریکا فقط می گوید «ما نگران هستیم»! تصور کنید که خدا باید به دادمان می‌رسید اگر این اتفاق در آب‌های ونزوئلا می‌افتاد... در واقع به ما تجاوز شده بود... و چون اسرائیل این کار را کرده به آن اجازه‌ی کامل می‌دهند! این یک نمونه از تناقض و رفتارهای دوگانه است.

http://faryad123.persiangig.com/image/doctor/media_ac498db5a5764905af783c0845fefcb1_t607.jpg
دولت اوباما تروریسم را به شرطی محکوم می‌کند که این مسئله از طرف خودشان اتفاق نیفتاده باشد. آن‌ها به ما تهمت تروریسم می‌زنند. به من شخصاً این تهمت را می‌زنند که من از تروریسم حمایت می‌کنم! آن‌ها هستند که از تروریسم حمایت می‌کنند!

از این فرصت استفاده می‌کنم و از اعماق قلب و وجودم فریاد می‌زنم لعنت بر اسرائیل! لعنت بر دولت اسرائیل! تروریست‌های آدمکش! زنده باد ملت فلسطین.. ملت قهرمان و ملت خوب.

شما تصور کنید که اپوزیسیون ونزوئلا هیچ چیزی در این مورد نگفت. به این دلیل که اسرائیل اپوزیسیون ونزوئلا را تأمین مالی می‌کند... از ضدانقلابیون حمایت مالی می‌کند.

گروه‌های تروریستی موساد مرا تعقیب می‌کنند و دنبال من هستند و تلاش می‌کنند مرا بکشند. این یکی از تهدیداتی است که بر علیه ما وجود دارد. ما شرایط را کاملاً تحت کنترل داریم و می‌دانیم در جزایر کارائیب در کجاها در حال تحرک هستند. ما دوستان زیادی در تمام نقاط داریم. آن‌ها در دیدرس ما هستند... دست‌شان برای ما رو شده. عادت کرده‌اند که با آدم‌های بی‌دفاع درگیر شوند. به عنوان نمونه، نیمه‌شب به گروهی که کمک‌های انسانی می‌بردند حمله کردند؛ درحالی‌که اغلب آن‌ها در نیمه‌شب در خواب بودند، با مسلسل و هلی‌کوپتر به آن‌ها حمله کردند!

این اتفاق در آب‌های بین‌المللی افتاد که جنایت جنگی محسوب می‌شود... دادگاه جنایی بین‌المللی کجاست؟ سازمان ملل کجاست؟ شما را به خدا، عدالت در این دنیا کجاست؟


با تشکر از مترجم: امیر تفرشی

]]>
امام به نامه یکی از فقها درمورد شطرنج چه پاسخی دادند؟ 2013-07-19T13:22:52+01:00 2013-07-19T13:22:52+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/206 نسل سومی بسم الله الرحمن الرحیمخدمت حضرت مستطاب آیت الله العظمی امام خمینی - مد ظله العالیبا عرض سلام و ادب و احترام، اخیراً دو استفتاء منتشر شده که در یکی از خرید و فروش آلات لهو سؤال شده و در جواب آمده که خرید و فروش آلات مشترکه به قصد محلله آن اشکال ندارد. و در دیگری در سؤال مفروض است که امروز شطرنج بکلی آلت قمار بودن خود را از دست داده و تنها به صورت ورزش فکری درآمده است و در جواب آمده است که بر فرض عمل مزبور اگر بُرد و باختی در بین نباشد اشکال ندارد. و آقای مورد اعتمادی نقل کردند که در بعضی روزن
  • بسم الله الرحمن الرحیم
    خدمت حضرت مستطاب آیت الله العظمی امام خمینی - مد ظله العالی
    با عرض سلام و ادب و احترام، اخیراً دو استفتاء منتشر شده که در یکی از خرید و فروش آلات لهو سؤال شده و در جواب آمده که خرید و فروش آلات مشترکه به قصد محلله آن اشکال ندارد. و در دیگری در سؤال مفروض است که امروز شطرنج بکلی آلت قمار بودن خود را از دست داده و تنها به صورت ورزش فکری درآمده است و در جواب آمده است که بر فرض عمل مزبور اگر بُرد و باختی در بین نباشد اشکال ندارد. و آقای مورد اعتمادی نقل کردند که در بعضی روزنامه‌ها بر فرض مزبور را ننوشته است.
    در اینجا سؤالاتی مطرح است.
    ۱- خرید و فروش آلات مشترکه مانع ندارد مگر اینکه قصد منفعت حرام در بین باشد. پس چرا در جواب سؤال اول قصد حلال قید شده است؟.
    ۲- در سؤال دوم سائل محترم از کجا ادعا می‌کند که امروز شطرنج آلت قماربودن خود را بکلی از دست داده و تنها ورزش فکری شده است؟.
    ۳- در روایت معتبره است از سکونی از حضرت صادق - علیه السلام:
    اول - قال: قال رسول الله (ص) انهاکم عن الزفن و المزمار و عن الکوبات و الکبرات.
    دوم - قال: نهی رسول الله (ص) عن اللعب بالشطرنج و انزو .....
    زفن، به معنای رقص است (مجمع البحرین) مزمار، نامی است که مطلق نی را شامل می‌شود و نهی حضرت، حجت بر تحریم است مگر حجتی بر خلاف باشد. و هردو دلیل اطلاق دارد.
  • بنابراین استفاده می‌کنم که نی زدن حرام است چه نی آلت مختصه باشد یا مشترکه و بازی شطرنج حرام است چه آلت قمار را از دست بدهد یا نه. و دعوای انصراف منشأ صحیحی می‌خواهد که به نظر نمی‌رسد و آنچه ممکن است گفته شود مثل غلبه یا آلیت در آن زمان منشأ صحیحی نیست. و البته در حد خودم در ادله فحص و به مطالب حضرتعالی هم مراجعه نمودم حجتی بر خلاف اطلاق مزبور نیافتم. ادله میسر و لهو تطبیق بر آلات منافاتی با اطلاق ندارد و علت منصوصه‌ای هم در ادله نیست و در هر صورت اگر ساحت قدس حضرتعالی از اینگونه مسائل به دور باشد به نظر من بهتر است و ضرورتی در نشر آنها دیده نمی‌شود. دیگر هرطور صلاح می‌دانید. از جسارت عذر می‌خواهم و از خداوند متعال دوام سایه بلند پایه آن حضرت را مسئلت دارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
    - ۴ صفرالخیر ۱۴۰۹ - محمدحسن قدیری‌]

  • بسمه تعالی
    جناب حجت الاسلام آقای قدیری - دامت افاضاته
    پس از عرض سلام و قبل از پرداختن به دو مورد سؤال و جواب، اینجانب لازم است از برداشت جنابعالی از اخبار و احکام الهی اظهار تأسف کنم. بنابر نوشته جنابعالی زکات تنها برای مصارف فقرا و سایر اموری است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسیده است راهی نیست و «رِهان» (۱) در «سَبْق» (۲) و «رِمایه» (۳) مختص است به تیر و کمان و اسب دوانی و امثال آن، که در جنگهای سابق به کار گرفته می‌شده است و امروز هم تنها در همان موارد است. و «انفال» (۴) که بر شیعیان «تحلیل» (۵) شده‌ است، امروز هم شیعیان می‌توانند بدون هیچ مانعی با ماشینهای کذایی جنگلها را ازبین ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محیط زیست است را نابود کنند و جان میلیونها انسان را به خطر بیندازند و هیچ کس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدی که در خیابان کِشیها برای حل معضل ترافیک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتیاج است، نباید تخریب گردد و امثال آن. و بالجمله آنگونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید بکلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.
    و اما راجع به دو سؤال، یکی بازی با شطرنج در صورتی که ازآلت قمار بودن بکلی خارج شده باشد، باید عرض کنم که شما مراجعه کنید به کتاب جامع المدارک مرحوم آیت الله آقای حاج سید احمد خونساری که بازی با شطرنج را بدون رهن جایز می‌داند و در تمام ادله خدشه می‌کند، در صورتی که مقام احتیاط و تقوای ایشان و نیز مقام علمیت و دقت نظرشان معلوم است، اما اینکه نوشته‌اید از کجا سائل به دست آورده که شطرنج بکلی آلت قمار نیست، این از شما عجیب است، چون سؤالها و جوابها فرض است و بنابراین آنچه را من جواب داده‌ام در فرض مذکور است که اشکالی متوجه نیست و در صورت عدم احراز باید بازی نکنند. و عجیبتر آنکه نوشته‌اید چرا به جای «قصد حرام نباشد»، «قصد حلال» نوشته شده؟ گویی عمل شخص متوجه و قاصد بدون قصد هم می‌شود، در این صورت «قصد حلال» مساوق است با نبودن «قصد حرام».
    و اما در قضیه خرید و فروش آلات مشترکه برای مقصد حلال، اشتباه بزرگی کرده‌اید که گمان کرده‌اید خرید و فروش برای منفعت حلال، یعنی استفاده حرام کردن و این برخلاف آنچه نوشته شده است می‌باشد. البته در این زمینه‌ها مسائل زیادی است که حال‌ و وقت من اجازه تعقیب آنها را ندارد. از جنابعالی که فردی تحصیلکرده و زحمت کشیده‌ای می‌باشید، توقع نبود که اینگونه برداشت کرده و آن را به اسلام نسبت دهید.
    شما خود می‌دانید که من به شما علاقه داشته و شما را مفید می‌دانم، ولی شما را نصیحت پدرانه می‌کنم که سعی کنید تنها خدا را درنظر بگیرید و تحت تأثیر مقدس نماها و آخوندهای بیسواد واقع نشوید، چرا که اگر بنا است با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس نماهای احمق و آخوندهای بیسواد صدمه‌ای بخورد، بگذار هرچه بیشتر بخورد. از خداوند متعال توفیق جنابعالی را در خدمت به اسلام و مسلمین چون گذشته خواهانم. والسلام علیکم و رحمة الله.
    ۲ / ۷ / ۶۷

  • روح الله الموسوی الخمینی

  • (۱)- گرو بستن، شرط بستن.
    (۲)- گرو و شرط بندی در مسابقه تیراندازی یا اسب دوانی.
    (۳)- تیرانداختن، تیراندازی.
    (۴)- انفال (به فتح همزه)، جمع نَفَل: به معنی غنیمت، بهره، هبه. در قرآن کریم، سوره «انفال»، واژه «انفال» اینچنین معنا شده است: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْانْفالِ قُلِ الْانْفالُ للَّهِ وَالرَّسوُلِ فَاتَّقُوااللهَ وَ اصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ وَ اطیعُوااللهَ وَ رَسُولَهُ انْ کُنْتُمْ مؤمِنینَ» (ای رسول ما) چون امت از حکم انفال (غنایم رسیده به دست مسلمانان بدون جنگ و زحمت از قبیل معادن بیشه، زمین خراب بدون مالک و قطایع ملوک و غیره) را بپرسند، جواب دِه که «انفال» مخصوص خدا و رسول است (که رسول و جانشینانش به هرکس و به هر قدر که صلاح باشد بخشند) در این صورت شما مؤمنان باید از خدا بترسید (و در مورد انفال از طمع ونزاع و تفرقه بپرهیزید) و بین خودتان صلح و آشتی برقرار کرده و خدا و رسولش را اطاعت کنید اگر اهل ایمانید.
    (۵)- حلال.


    صحیفه امام خمینی » جلد ۲۱ » صفحات ۱۴۹ تا ۱۵۲

    ]]>
    این بت برایم شادی آورده است 2013-06-30T05:42:58+01:00 2013-06-30T05:42:58+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/204 نسل سومی و مردم کارهای اشتباه خود را انجام میدادند برای خدایی که از طلا ساخته بودند، آن را بر روی دوششان میگذاشتند و خوشحالی میکردند میگفتند: این خدای ماست قوم اسرائیل آنها مانند بچه هایی بودند که ایمانشان را گم کرده بودند آنان گمراه شده بودند و در مقابل خداوند سرکش، نان شرارت و تباهی میخوردند و شراب خشونت و بی حرمتی سر میکشیدن و در دیدگاه خداوند شرک ورزیدند و مردم فریاد میزدند "این بت برایم شادی آورده است"بخشی از دیالوگ فیلم سینمایی The Ten Commandments - 1956 نکته:(احتمال

    و مردم کارهای اشتباه خود را انجام میدادند

    برای خدایی که از طلا ساخته بودند، آن را بر روی دوششان میگذاشتند و خوشحالی میکردند

    میگفتند: این خدای ماست قوم اسرائیل

    آنها مانند بچه هایی بودند که ایمانشان را گم کرده بودند

    آنان گمراه شده بودند و در مقابل خداوند سرکش، نان شرارت و تباهی میخوردند

    و شراب خشونت و بی حرمتی سر میکشیدن و در دیدگاه خداوند شرک ورزیدند

    و مردم فریاد میزدند "این بت برایم شادی آورده است"

    بخشی از دیالوگ فیلم سینمایی The Ten Commandments - 1956 

    نکته:(احتمالا این جملات از متن کتب عهد عتیق برداشته شده)

    http://faryad123.persiangig.com/image/film/charlton-heston-as-moses-in-the-ten-commandments.jpg


    پی نوشت: وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونی‏ مِنْ بَعْدی أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّکُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخیهِ یَجُرُّهُ إِلَیْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونی‏ وَ کادُوا یَقْتُلُونَنی‏ فَلا تُشْمِتْ بِیَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنی‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ

    و همین که موسى (از کوه طور) به سوى قوم خود برگشت (و گوساله‏ پرستى آنان را دید)، به حال خشم و تأسّف گفت: پس از من بد جانشینانى برایم بودید، آیا بر فرمان پروردگارتان (که ده شب ماندن مرا تمدید کرد)، پیشى گرفتید؟ (و صبر نکردید تا از کوه طور برگردم؟) آنگاه الواح (کلام خدا) را (به کنارى) افکند و (از شدّت غضب، موى) سر برادرش را گرفت و به سوى خود کشید (به او اعتراض کرد که چرا با این بت پرستی به مبارزه برنخواسته)، (هارون) گفت: اى فرزند مادرم! حقیقت این است که این گروه مرا در ضعف قرار داده (به حرفم گوش ندادند) ونزدیک بود مرا بکشند. پس کارى نکن که دشمنان را به شماتتم برخیزاند (و شاد شوند) و مرا با ستمگران قرار مده.

    پی نوشت 2 : از پیامبر عظیم الشان اسلام نقل شده است:

    لَتَرْکَبَنَّ أُمَّتِی سُنَّةَ بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ شِبْراً بِشِبْرٍ وَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ وَ بَاعاً بِبَاعٍ حَتَّى لَوْ دَخَلُوا جُحْراً لَدَخَلُوا فِیهِ مَعَهُمْ وَ جَرَتِ الْأَمْثَالُ وَ السُّنَنُ سَوَاء

    قطعا امّت من سنّت بنى اسرائیل را مرتکب خواهند شد. بطورى که قدم جاى قدم آنان مى‏ گذارند و تیر به همان جا که آنان زدند مى‏ زنند، وجب‏ به وجب و ذراع به ذراع، کارهاى آنان را انجام خواهند داد، تا آنجا که اگر آنها داخل سوراخ حیوانى شده باشند، اینان نیز همراه آنان داخل مى‏ شوند و مثلها و سنّتها (در آنان و اینان) به یک صورت جارى شده است.
    ]]>
    خورشیدمان دوباره طلوع خواهد کرد.. 2013-06-28T07:29:36+01:00 2013-06-28T07:29:36+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/203 نسل سومی http://faryad123.persiangig.com/image/khorshid/betsy-at-nigh2t.jpg ]]> گاز شرماور 2013-06-26T15:25:59+01:00 2013-06-26T15:25:59+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/202 نسل سومی ای كاش بشر یه روز اونقدر پیشرفت کنه که بجای گاز اشکاور "گاز شرماور" اختراع کنه كه وقتی بزنی همه از خجالت بنفش و کبود بشن تندتند فرار کنن تا بتونن برن یه جا خودشون رو قایم کنن از خجالت و شرم آدما رو میبینی که درحالی که داره گریشون میگیره میرن تو خونه ها و زیرپتو قایم میشن یا تو کوچه و پس كوچه زیر نیمکت با سرفکندگی کز میکنن مردای میانسال و شیکمدار رو میبینی که درحالی که کتشون رو کشیدن روسرشون تا کسی نبیندشون دارن تندتند تو خیابون میدون. پ.ن: امروز یك حسی بهم گفت پاشو وبلاگت رو باز كن ، هم ای كاش بشر یه روز اونقدر پیشرفت کنه که بجای گاز اشکاور "گاز شرماور" اختراع کنه كه وقتی بزنی همه از خجالت بنفش و کبود بشن
    تندتند فرار کنن تا بتونن برن یه جا خودشون رو قایم کنن
    از خجالت و شرم
    آدما رو میبینی که درحالی که داره گریشون میگیره
    میرن تو خونه ها و زیرپتو قایم میشن
    یا تو کوچه و پس كوچه زیر نیمکت با سرفکندگی کز میکنن
    مردای میانسال و شیکمدار رو میبینی
    که درحالی که کتشون رو کشیدن روسرشون تا کسی نبیندشون دارن تندتند تو خیابون میدون.


    پ.ن: امروز یك حسی بهم گفت پاشو وبلاگت رو باز كن ، همه حرفایی كه زمانش تمام شده بود را حذف كردم، نظرم راجع به خیلی چیزها عوض شده. شرایط جدید است..
    ]]>
    مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ 2012-12-27T12:30:19+01:00 2012-12-27T12:30:19+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/194 نسل سومی چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است که مژده طرب از گلشن سبا آورد علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کرد چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
    که بود ساقی و این باده از کجا آورد
    تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
    که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
    دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
    که باد صبح نسیم گره گشا آورد
    رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
    بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
    صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
    که مژده طرب از گلشن سبا آورد
    علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
    برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد
    مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
    چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
    به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
    که حمله بر من درویش یک قبا آورد
    فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
    که التجا به در دولت شما آورد

    حافظ شیرازی
    ]]>
    وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَار.. 2012-05-21T06:47:18+01:00 2012-05-21T06:47:18+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/160 نسل سومی جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿۵۶) به جهنم درمى‏آیند و چه بد آرامگاهى است هَذَا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿۵۷﴾ این جوشاب و چركاب است باید آن را بچشند وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿۵۸﴾و از همین گونه انواع دیگر [عذابها] هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ ﴿۵۹﴾ اینها گروهى‏اند كه با شما به اجبار [در آتش] درمى‏آیند بدا به حال آنها زیرا آنان داخل آتش مى‏شوند قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُ جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿۵۶)

    به جهنم درمى‏آیند و چه بد آرامگاهى است

    هَذَا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿۵۷﴾

    این جوشاب و چركاب است باید آن را بچشند 

    وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿۵۸﴾

    و از همین گونه انواع دیگر [عذابها]

    هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ ﴿۵۹﴾

    اینها گروهى‏اند كه با شما به اجبار [در آتش] درمى‏آیند بدا به حال آنها زیرا آنان داخل آتش مى‏شوند 

    قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿۶۰﴾

    [به سران خود] مى‏گویند بلكه بر خود شما خوش مباد این [عذاب] را شما خود براى ما از پیش فراهم آوردید و چه بد قرارگاهى است

    قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِی النَّارِ ﴿۶۱﴾

    مى‏گویند پروردگارا هر كس این [عذاب] را از پیش براى ما فراهم آورده عذاب او را در آتش دو چندان كن 

    وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَار ﴿۶۲﴾

    و مى‏گویند ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از [زمره] اشرار مى‏شمردیم [در اینجا] نمى‏بینییم

    سوره ص "آیات 56 تا 62"

    http://faryad123.persiangig.com/image/481345_290740944353106_100002516077030_614054_248632248_n.jpg

    ]]>
    خسته ام دوستان.. 2011-08-12T11:06:50+01:00 2011-08-12T11:06:50+01:00 tag:http://faryad123.mihanblog.com/post/101 نسل سومی به نام خدا خسته ام دوستان به جان شما خسته ام دوستان زپا تا به سر... یابه شكل دگر! به دیگر بیان خسته ام دوستان   هیاهو هیاهو هیاهو، سكوت صدا بی صدا خسته ام دوستان   زیادی زمین خورده و خاكی ام كمی بی هوا خسته ام دوستان   ببخشید معذورم از شرح و بسط  كه اصلاً چرا خسته ام دوستان   مپرسید از ماجراهای من من از ماجرا خسته ام دوستان   هم از جانورهای آدم بزرگ هم از بچه ها خسته ام به نام خدا خسته ام دوستان

    به جان شما خسته ام دوستان


    زپا تا به سر... یابه شكل دگر!

    به دیگر بیان خسته ام دوستان

     

    هیاهو هیاهو هیاهو، سكوت

    صدا بی صدا خسته ام دوستان

     

    زیادی زمین خورده و خاكی ام

    كمی بی هوا خسته ام دوستان

     

    ببخشید معذورم از شرح و بسط

     كه اصلاً چرا خسته ام دوستان

     

    مپرسید از ماجراهای من

    من از ماجرا خسته ام دوستان

     

    هم از جانورهای آدم بزرگ

    هم از بچه ها خسته ام دوستان

     

    از این خرده لبخندهای مسی

    و ایضاً طلا، خسته ام دوستان

     

    زكوچكترین صیغه فعل امر

    برو یا بیا! خسته ام دوستان

     

    جدا از خدا شاكی ام از همه

    كه از ماسوی خسته ام دوستان

     

    من از نام تاریخی آزمون

    چه بود؟ابتلا؟ خسته ام دوستان

     

    زدنیای خالی ز شادی و شور

    زماتمسرا خسته ام دوستان

     

    درآخر: پیامی كه لو رفته است

    من از ابتدا خسته ام دوستان

     

    از اكسیر و از بوته و زر شدن

    و از كیمیا خسته ام دوستان

     

    زاصوات تخدیر عهد عتیق

    زهبن! و هلا! خسته ام دوستان

     

    و هم از غزل های ریمل زده

    زشعر اوا خسته ام دوستان

     

    ز فاضل نمایی به سبك جدید

    لذا...هكذا...خسته ام دوستان


    .......................................

    شعر از سید حسن حسینی
    ]]>