امروز:

دولتی را که نباشد غم..

» نوع مطلب : شعر ،

روضه خلد برین خلوت درویشان است

مایه محتشمی خدمت درویشان است

گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد

فتح آن در نظر رحمت درویشان است

آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه

کیمیاییست که در صحبت درویشان است

دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال

بی تکلف بشنو دولت درویشان است

از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را

سر و زر در کنف همت درویشان است


حافظ (رحمت الله)


پی نوشت: از این به بعد قسمت شعر هم به وبلاگم اضافه میشه و هر از گاهی شعر هم میذارم


نوشته شده در : یکشنبه 10 مهر 1390  توسط : نسل سومی .    نظرات() .